تبليغاتX
نبض زندگی
نبض زندگی

شعر و نثر

-میخواهید داناترین مردم باشید ،  از خدا بترسید.

 

2-میخواهید همیشه دلتون روشن باشد  ، مرگ را فراموش نکنید.

 

3-میخواهید برای شما عذاب قبر نباشد  ،جامه خودتون را همیشه پاک نگه دارید.

 

4-میخواهید عمرتون طولانی باشد  ،همیشه صله رحم کنید.

 

5-میخواهید سنگین ترین مردم باشید  ، از کسی چیزی نخواهید.

 

6-میخواهید در اتش جهنم نسوزید   ،چشم و زبان خود را ببندید.

 

7-میخواهید روزی شما وسیع گردد ، همیشه با وضو باشید.

 

8 -میخواهید پرده عصمتتون پاره نشود ؛ پرده عصمت کسی رو پاره نکنید.

 

9-میخواهید هیچ موقع دشمن به شما اسیب نزد ، همیشه به خداوند توکل کنید.

 

10-میخواهید در نامه اعمالتون گناه نباشد و همیشه خیروخوبی باشد ، به پدر ومادرتون نیکی کنید.


????? ??? ?? پنجشنبه هفدهم فروردین 1391???? 20:17 ???? سیما| |

نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت
می توان آغاز کرد و پایان خوبی داشت........



نه به ديروزهايي كه بودي فكر مي كنم

نه به فرداهايي كه شايد بيايي!

مي خواهم امروز را زندگي كنم...

خواستي باش...

نخواستي نباش...!
????? ??? ?? چهارشنبه نهم فروردین 1391???? 14:19 ???? سیما| |

سلام


اين روزها ذهنم قلم را از دستم ربوده خسته تر از آنم كه توان نوشتن داشته باشم

اين روزها غرق در تنهاييم، چه لذتي در اين تنهايي نهفته است........

ديگر به كسي اجازه نخواهك داد كه آرامشمرا لگد مال كند............


سال نومبارك با آرزوي آرامش

????? ??? ?? یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390???? 21:19 ???? سیما| |

سلام

 من خيلي منتظر موندم كه بياي و جواب سوالام و بدي

اما

خب رفتي كه رفتي

خبرم ندادي

حالا چي كنيم؟


????? ??? ?? یکشنبه بیست و پنجم دی 1390???? 20:50 ???? سیما| |

روزها

تمام آن روزها

پاره دگر آن شبي هستند

كه

من تورا گم كردم.

????? ??? ?? سه شنبه یکم آذر 1390???? 14:42 ???? سیما| |

گاهي وقتها دلم و فكرم مشغوله كسي  ميشه كه نميشناسمش

نميدونم كيه ؟كجا است چرا دير دير سر ميزنه؟

من و ميشناسه يا نه ؟ آشنا است يا غريبه است؟

حرفهاش راسته يا دروغه ؟ واسه چي نميگه كيه؟

باور كن به يادتم خيلي زياد بفكرتم

جواب سوالام و بده . مرد باش

منتظرم يادت نره


????? ??? ?? دوشنبه سی ام آبان 1390???? 16:31 ???? سیما| |

اینجـــــا , با فاصـــــله ی هــــــزارسال نــوری !!

فقط از تــــو نوشتن آرامم می کند ...
...
ببین !
...
از پشت تمام پنجـــــره‌ها

فقط آســـــمان تــــــو پیـــــــدا ست !

با مـــــاه نقــــره فام،

با دنیـــا دنیـــا ســـــتاره ....

با آفتابی

به شـــعاع تمام آســـمان ،

مـــــژده می دهد

که نمی پوســم ،

که گـــم نمی شوم

بین واژه‌ها ی دلتنــــــگ ...پریشــــــان • •


مرسي از دوست عزيزم آقا وحيد بابت مطالب قشنگي كه برام گذاشته .

مرسي وحيد

????? ??? ?? پنجشنبه نوزدهم آبان 1390???? 9:36 ???? سیما| |

سلام

من شما رو يادم مياد كاملا خيلي خوب نظرهاتون يادمه . بهتره شما برام شماره

بذاري من رو صفحه اول وب برات شماره بذارم . هزار نفر بردارن شماره ام و .


من نميدونم چرا تو خودت و معرفي نميكني ؟؟؟ نميدونم از چي ميترسي ؟؟؟؟؟

اگه من و بشناسي ميدوني كه آدم بي منطق و نفهمي نيستم . من منتظرم يه كم

واضح تر حرف بزني.

آخه از كجا بدونم شما كي هستي . دارم از فوضولي ميميرم .

برات خيلي بهتره كه زوده زود خودت و معرفي كني اين حرفم جديه . اگه بازم

دست دست كني شايد دير بشه واسه اينكه خودت و معرفي كني.


????? ??? ?? پنجشنبه نوزدهم آبان 1390???? 9:34 ???? سیما| |

خدايا تو كه شنواتريني     چرا فرياد هايم را پاسخ نميگويي؟


ميداني احساس ميكنم مدتهاست خاموش شده ام .


ظهر فريب خوره به جانم انداخته است.

????? ??? ?? جمعه سیزدهم آبان 1390???? 7:19 ???? سیما| |

انگار هر چه پشت سرت ميدوم و نفس نفس ميزنم به گرد پايت هم نميرسم .......

آخر مقصدت كجاست اي مسافر؟ در كدام خانه توقف خواهي كرد؟

پاهايم خسته شدند توان راه رفتن ندارم اما چه كنم كه دلم تا بي نهايت به دنبالت مي آيد بي هيچ خستگي .

خودم اما خسته شدم ناي نفس ندارم دلم ميخواست همين جا كنارم ميماندي تا مفهوم دوست داشتن و عاشق بودن را برايت معني  ميكردم.

كاش خدا به من نگاهي از سر رحمت بر من بيندازد............

????? ??? ?? یکشنبه یکم آبان 1390???? 7:39 ???? سیما| |


???? ????? : ???? ?????